رقصنده بر آتش
جمعه بیست و هفتم آذر 1388
رقصنده بر آتش
خورشید نیمه است
ناقوس زندگی
بر توالی و تناسب و همگونی
کسوف می شود
از جان بدر می رود
درخت ، باد ، باران
دالانهای مرگ
شادی را مدفون می کنند
در خرابه ها و ویرانه ها
می لولند مورچگان در لانه های تاریک
می میرد انسان
در واپسین چرخش و سوزش
فرو می ریزد
فرو می ریزد زندگی
کرکسی بر شاخه تکیده ، تنها می نگرد
سرزمین لخت را
که دیگر نمی رقصند و آواز نمی خوانند
رقصندگان
با گوشواره های بلند و صورتکهای رنگین
دیگر نمی رقصند بر آتش .
جمعه بیست و هفتم آذرماه 1388
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 2:17 توسط میترا واحدی
